تبلیغات
ادب پژوهی - مطالب ابر نمونه بازنویسی
 
ادب پژوهی
درباره وبلاگ


مخاطبان عزیز،سلام.
اینجانب زهراهنرمند،دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه یک رشت،هستم.هدفم از تهیه وبلاگ ادب پژوهی،ارتباط بیشتر با دانش آموزان و ارائه تجربیات حرفه ای در رشته زبان و ادبیات فارسی است.امیدوارم مورد توجه و استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

مدیر وبلاگ : زهرا هنرمند
نویسندگان
شنبه 21 آذر 1394 :: نویسنده : زهرا هنرمند


نمونه ای از حکایت بازنویسی شده ی پایه ی هشتم(صفحه ی 36)؛
نوشته ی دانش آموز خوبم،اکبری

مردی در دفترش بسیار کار می کرد تا اینکه چشم هایش درد گرفت و دیگر نای دیدن نداشت. تصمیم گرفت چند روزی در خانه استراحت کند تا چشم دردش بهتر شود.اما بهتر نشد که بدتر شد.

 

برای همین مشکل را با همسرش در میان گذاشت و زنش که نادانی بیش نبود برای این که همسرش به نادانی او پی نبرد به او گفت:«دوستم دام پزشک است و اگراو چشم هایت را درمان کند چون دوستم است برایمان ارزان تر تمام می شودو دیگر اینکه این وقت شب دکتری پیدا نمی شود که چشمانت را درمان کند».


برای همین رفت و از دوستش کمک خواست و ماجرا را برای او تعریف کردودوستش که تازه به نادانی او پی برده بود تصمیم گرفت به او دارویی بدهد و او را دست به سر کند. پس همان دارویی را که برای چشم حیوانات از آن استفاده می کرد به همراه دستور استفاده آن به او داد.

 

 زن خوشحال به سمت خانه رفت و دارو را همان طور که دوستش گفته بود برروی چشم شوهرش مالید. چند دقیقه بعد چشمان مرد بهتر شد اما چند ساعت بعد از درد چشم به خود پیچیدو کاملا نابینا شد.

 

مرد برای شکایت از دوست زنش به دادگاه رفت و قضیه را برای قاضی تعریف کرد.قاضی پوزخندی زد و گفت دوست زنت نباید هیچ تاوانی به تو بدهد چون تو اگر آن قدر نادان نبودی برای درمان چشم هایت به جای دام پزشک به چشم پزشک مراجعه می کردی.

 

مرد که دیگر کور شده بود و نمی توانست با نگاهش زنش را تهدید کند،غرغر کنان از دادگاه خارج شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : نمونه بازنویسی،
لینک های مرتبط :
جمعه 13 آذر 1394 :: نویسنده : زهرا هنرمند

نمونه ای از حکایت بازنویسی شده ی پایه ی هشتم(صفحه ی 36)؛

نوشته ی دانش آموز خوبم،فلاحی

مدت ها بود که چشم امیر ضعیف شده بود و به همین علت چشمش درد میکرد اما از ترس زدن عینک و مسخره شدن،هرگز به دکتر مراجعه نمی کرد. یک روز که از درد زیاد طاقتش به سر آمده بود،پیش دوستش علی که یک دامپزشک ماهر بود رفت و ماجرا را برایش شرح داد و گفت:خواهش می کنم فکری برای چشم هایم بکن و آن را درمان کن.
علی به امیر گفت که حتما باید پیش یک چشم پزشک و متخصص چشم بروی؛چون من داروهایم فقط مخصوص حیوانات است و ممکن است برایت مشکل ایجاد کند. اما امیر که از درد زیاد چشمش عصبانی شده بود،سر علی داد زد و گفت:هرکاری می گویم انجام بده.علی نیز به اجبار دارویی که در چشم چهارپایان می ریخت در چشم امیر ریخت تا اورا آرام کند.اما بعد از چند دقیقه شدت درد خیلی بیشتر شد و امیر بعد از مدتی حس کرد که دیگر نمی بیند و کور شده است.پس بعد از این ماجرا باعلی مشاجره شدیدی کرد و تصمیم گرفت که از علی شکایت کند.
هردوی آنها پیش قاضی رفتند و داستان را برایش تعریف کردند. قاضی پس از شنیدن داستان،علی را تبرئه کرد و به امیر گفت:اصلا تقصیر علی نیست.تقصیر توست که به جای رفتن پیش یک چشم پزشک،پیش یک دامپزشک رفتی و اورا مجبور به این کار کردی و حالا در ازای از دست دادن چشمانت مسخره کردن دیگران را به دست آوردی.





نوع مطلب :
برچسب ها : نمونه بازنویسی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 آذر 1394 :: نویسنده : زهرا هنرمند
نمونه ای از حکایت بازنویسی شده ی پایه ی هشتم(صفحه ی 36)؛
نوشته ی دانش آموز خوبم،معدلت خواه


با خودش زیرلب می گفت:«مردک را ببین آخر!خاک را مستقیم وارد چشمم کرد!آخ!چقدر می سوزد.حال من چشم پزشک ازکجا پیداکنم؟!»
همینطور که زیرلب با خودش غرغر می کرد چشمش به دامپزشکی افتاد.در دلش گفت:«انسان که با حیوان تفاوت زیادی ندارد!می روم چشمم را به او نشان می دهم،بلکه دارویی به من بدهد.»
سپس راه خود را به سمت دامپزشکی تغییر داد و از دامپزشک خواست تا درمانی برای چشمش بیابد.دامپزشک با تردید مقداری دارو که برای حیوانات بود،در چشمش ریخت.
پس از ساعتی درد چشم او کم شد،اما چه کم شدنی!
دیگر چیزی را نمی دید!با خودش گفت:«حال که کور شده ام!حداقل پولم را پس بگیرم!»
پس پیش قاضی رفت و ماجرا را تعریف کرد.
قاضی پس از شنیدن ماجرابا نیشخند گفت:«او نباید هیچ پول یا تاوانی به تو بدهد!تو اگر کمی عقل داشتی واحمق نبودی و تفاوت پزشک انسان و پزشک حیوان را می دانستی پیش چشم پزشک می رفتی!»




نوع مطلب :
برچسب ها : نمونه بازنویسی،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حدیث موضوعی اوقات شرعی