تبلیغات
ادب پژوهی - طنزنویسی
 
ادب پژوهی
درباره وبلاگ


مخاطبان عزیز،سلام.
اینجانب زهراهنرمند،دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه یک رشت،هستم.هدفم از تهیه وبلاگ ادب پژوهی،ارتباط بیشتر با دانش آموزان و ارائه تجربیات حرفه ای در رشته زبان و ادبیات فارسی است.امیدوارم مورد توجه و استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

مدیر وبلاگ : زهرا هنرمند
نویسندگان
جمعه 13 فروردین 1395 :: نویسنده : زهرا هنرمند
موضوع: درد دل یک موش آزمایشگاهی

سلام و خسته نباشید عرض می کنم خدمت همهء دوستانی که وقت خود را با خواندن این متن تلف می کنند. البته از نظر خودشان. من می خواهم برای شما یک داستانی را تعریف کنم؛ در واقع یک جورایی داستان زندگیم را. اسم من موش است و همان طور که خیلی هایتان نمی دانید و درک نمی کنید، زندگی من خیلی سخت است.

روزی روزگاری من هم برای خودم موشی بودم، برو و بیایی داشتم و کلی به من احترام می گذاشتند. ولی یک روز من را برداشتند و داخل یک قفس انداختند و بردند به یک اتاق بزرگ سفید که درونش پر از دستگاه های مختلف بود و من بعد ها فهمیدم که اسم آنجا "آزمایشگاه" است. در آن پر از آدم بود. آدم هایی که هی می نوشتند و می نوشتند و بعد سرشان را تا کمر می بردند درون دستگاهایی که تقریبا صفحه ای بزرگ داشت. همیشه هم یک صفحه پر از کلید زیر دستشان بود که روی آن را تند تند فشار می دادند.
خلاصه اینکه مرا بردند به یک اتاق که هوا در آنجا عالی بود؛ عین جزایر هاوایی! در آن اتاق پر بود از قفس های شیشه ای که در آن موش های زیادی بود. انقدر هم خوشگل بودند! همه چشم سبز، چشم آبی و چشم عسلی. رنگ پوستشان هم که سفید بود.
جای من در یک قفس در ته اتاق، در کنار یک موش مذکر بود. از هم اتاقی های طبقه بالایی شنیده بودم که ما باید تولید مثل کنیم و موش های بیشتری را به دنیا بیاوریم تا آن هیولاهای سفید پوش بتوانند کار هایشان را انجام بدهند.
خلاصه اینکه از آن روز ها فکر می کنم یک دو سه سالی گذشته است و انقدر که به من سوزن زدند، تمام بدنم مانند آبکش شده است. چشمتان روز بد نبیند، آن هیولاهای هی به ما یک چیزی می دادند که تا هفته ها مانند جنازه ها بودیم. بعد مدتی چیزی دیگر می دادند که آدرنالین بدنمان آنقدر بالا می رفت که دیگر کار هایمان دست خودمان نبود. هر از چندگاهی چیزی می دادند که به حالت اصلی و نرمال و موش زادی خودمان بر می گشتیم.
هعـــی! یادش بخیر. چه روز های خوبی داشتم. الان که این هارا برایتان می نویسم در اتاقم در خانه سالمندان نشسته ام و همه بچه ها و نوه هایم در همان آزمایشگاه کذایی و در حال گذراندن روزهای سختی هستند.

یوسفی زاده،پایه ی نهم




نوع مطلب :
برچسب ها : درد دل یک موش آزمایشگاهی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 مهر 1395 07:05 ب.ظ
خیلی باحال بود کاملا طنز
زهرا هنرمند
جمعه 17 اردیبهشت 1395 08:45 ب.ظ
معلم عزیزم ،سرکارخانم هنرمند
باسلام؛
احتراماً،بدین وسیله می خواستم بدونم ،آیا افعال «شده است » و «شود» ، اسنادی هستند؟ و همچنین اینکه،فعل « شده اند » ،غیراسنادی است ؟؟
باتشکر فراوان
زهرا هنرمندسلام دخترم.هرسه،فعل اسنادی هستند.
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 05:50 ب.ظ
چگونگی سر بریدن حیوان
دستور سر بریدن حیوان آن است که حلقوم(مجراى تنفس) و مِرى[7] (مجراى غذا) و دو شاهرگ را که در دو طرف حلقوم است (و به این چهار تا «أوداج أربعه» گفته می‌شود)، از پایین برآمدگى زیر گلو، به طور کامل ببُرند، و اگر آنها را بشکافند کافى نیست.[8] و در این زمینه، باید به دو نکته توجه شود:
1. لازم است بریدن رگ‌ها و مجاری، پشت سر هم باشد. پس اگر بعضى از رگ‌ها را ببُرد و صبر کند تا حیوان بمیرد، سپس بقیّه را ببرد فایده نداشته و حیوان حرام می‌شود، بلکه اگر در این فاصله حیوان هم نمیرد، ولى به طور معمول چهار رگ را پشت سر هم نبرند اشکال دارد و حیوان حلال نمی‌شود.[9]
2. پیش از بیرون آمدن روح، جدا کردن سر حیوان از بدن، حرام است،[10] ولى با این عمل حیوان حرام نمی‌شود. همچنین احتیاط آن است که پیش از بیرون آمدن روح، پوست حیوان را نکَنند[11] و مغز حرام را که در تیرۀ پشت است، نبُرّند.[12]
3. اگر بخواهند شتر را بکشند که بعد از جان دادن پاک و حلال باشد باید با شرایطی که براى سر بریدن حیوان گفته شد، چاقو یا چیز دیگرى را که از آهن و برنده باشد، در گودى بین گردن و سینه‌‌اش فرو کنند (که این عمل را «نحر» می‌گویند) و بهتر آن است که شتر در این هنگام ایستاده باشد.[13]
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 05:27 ب.ظ
امیدوارم این مطالب مورد قبول واقع بشه
راستی شما تو این مدت نیومدین کلاسمون،روزتون مبارک
زهرا هنرمندسلام و سپاس
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 05:25 ب.ظ
سلام خانم هنرمند امیدوارم منو ببخشید که انقدر دیر این مطالبو میزارم من تو این مدت به اینترنت وصل نبودم
زهرا هنرمندسلام.ممنون
جمعه 10 اردیبهشت 1395 06:07 ب.ظ
سلام خانم هنرمند خسته نباشید.ببخشیدمعنی محاربه چیست؟
زهرا هنرمندسلام.جنگ،مبارزه
جمعه 10 اردیبهشت 1395 11:11 ق.ظ
سلام خانم هنرمند ، خیلی ممنونم که این چند روز که به ترم نزدیکه این امکان رو فراهم کردین که بتونیم اشکالاتمون رو در وبلاگ بنویسیم تا شما جواب بدین
یه سوال داشتم : در این سوال که «نقش های اضافه را با ذکر مثال توضیح دهید » منظور از نقش های اضافه مضاف الیه هست ؟
زهرا هنرمندسلام.سوال،نقش نمای اضافه بود که منظورش،اٍ ربط در ترکیبهای وصفی و اضافیه.
جمعه 10 اردیبهشت 1395 11:01 ق.ظ
مرسی بعد باید تو نظرات براتون بذارم ؟؟؟!!
زهرا هنرمندسلام.در وبلاگ کلاس خودتون
جمعه 10 اردیبهشت 1395 11:01 ق.ظ
عالی بودددد
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 08:21 ب.ظ
سلام خانم هنرمند در شعر صورتگر ماهر ما در بیت سوم کاکمار را نوعی گل و بعدا چیزی کوچک در گل که بسیار زیباست معنی کردیم در معنی بیت باید چگونه معنی شود؟؟
زهرا هنرمندگل زیبای کامکار
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 06:16 ب.ظ
سلام خانم هنرمند خسته نباشید امیدوارم حالتون خوب باشه.یه سوال داشتم.برای کدوم درس باید مطلب میذاشتیم تا نمره بگیریم؟؟؟
زهرا هنرمندسلام.تاریخ ادبیات فصل ادبیات جهان
دوشنبه 16 فروردین 1395 05:34 ب.ظ
عالی بود.خانم هنرمند خیلی ازتون ممنونم که همچین انشاهای خوبی رو در وبلاگتون میزارید.
زهرا هنرمندسلام و سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حدیث موضوعی اوقات شرعی