تبلیغات
ادب پژوهی - نمونه ای از حکایت نگاری
 
ادب پژوهی
درباره وبلاگ


مخاطبان عزیز،سلام.
اینجانب زهراهنرمند،دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه یک رشت،هستم.هدفم از تهیه وبلاگ ادب پژوهی،ارتباط بیشتر با دانش آموزان و ارائه تجربیات حرفه ای در رشته زبان و ادبیات فارسی است.امیدوارم مورد توجه و استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

مدیر وبلاگ : زهرا هنرمند
نویسندگان
پنجشنبه 12 آذر 1394 :: نویسنده : زهرا هنرمند
نمونه ای از حکایت بازنویسی شده ی پایه ی هشتم(صفحه ی 36)؛
نوشته ی دانش آموز خوبم،معدلت خواه


با خودش زیرلب می گفت:«مردک را ببین آخر!خاک را مستقیم وارد چشمم کرد!آخ!چقدر می سوزد.حال من چشم پزشک ازکجا پیداکنم؟!»
همینطور که زیرلب با خودش غرغر می کرد چشمش به دامپزشکی افتاد.در دلش گفت:«انسان که با حیوان تفاوت زیادی ندارد!می روم چشمم را به او نشان می دهم،بلکه دارویی به من بدهد.»
سپس راه خود را به سمت دامپزشکی تغییر داد و از دامپزشک خواست تا درمانی برای چشمش بیابد.دامپزشک با تردید مقداری دارو که برای حیوانات بود،در چشمش ریخت.
پس از ساعتی درد چشم او کم شد،اما چه کم شدنی!
دیگر چیزی را نمی دید!با خودش گفت:«حال که کور شده ام!حداقل پولم را پس بگیرم!»
پس پیش قاضی رفت و ماجرا را تعریف کرد.
قاضی پس از شنیدن ماجرابا نیشخند گفت:«او نباید هیچ پول یا تاوانی به تو بدهد!تو اگر کمی عقل داشتی واحمق نبودی و تفاوت پزشک انسان و پزشک حیوان را می دانستی پیش چشم پزشک می رفتی!»




نوع مطلب :
برچسب ها : نمونه بازنویسی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 آذر 1394 03:48 ب.ظ
بازنویسی جالبی
زهرا هنرمند
یکشنبه 22 آذر 1394 03:48 ب.ظ
بازنویسی جالبی
زهرا هنرمند
جمعه 13 آذر 1394 01:41 ب.ظ
خیلی زیبا بود
زهرا هنرمندسلام.کار خوبیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حدیث موضوعی اوقات شرعی