تبلیغات
ادب پژوهی - نمونه سوال فارسی هشتم
 
ادب پژوهی
درباره وبلاگ


مخاطبان عزیز،سلام.
اینجانب زهراهنرمند،دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه یک رشت،هستم.هدفم از تهیه وبلاگ ادب پژوهی،ارتباط بیشتر با دانش آموزان و ارائه تجربیات حرفه ای در رشته زبان و ادبیات فارسی است.امیدوارم مورد توجه و استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

مدیر وبلاگ : زهرا هنرمند
نویسندگان
جمعه 10 بهمن 1393 :: نویسنده : زهرا هنرمند





نوع مطلب :
برچسب ها : نمونه سوال فارسی هشتم،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 25 مرداد 1396 03:37 ب.ظ
سلام خانم هنرمند خسته نباشین
میشع یک تعریف کامل برای واج ارایی بگین؟
زهرا هنرمندسلام.درس سال جدیدتون هست سارای گلم.ان شاالله در کلاس ندریس میکنم.با تعریف نمیشه توضیح داد.
شنبه 16 آبان 1394 07:03 ب.ظ
سلام خانم هنرمند نمونه سوالاتون عالی بود لطفا جوابشو بزارین
زهرا هنرمند
یکشنبه 5 مهر 1394 03:28 ب.ظ
سلام خانم هنرمند امروز اولین کلاس من با شما در مدسه راهیان دانش کلاس c بود اون نمونه سوالاتی که گفتید رو نتونستم ژیدا کنم اگه توضیح بدین چطوری ژیدا کنم ممنون میشم.
بهاار نیکرو.
ژایه هشتم.
زهرا هنرمندسلام.پست نمونه آزمون اسفندماه نوشتاری که به صورت گروهی دادند.
شنبه 2 خرداد 1394 04:02 ب.ظ
خوشحالم خوشتون امده
امیدوارم تابستان خوب وخوشی داشته باشین وممنون برای تمام زحمات بی وقفتون،برای این پی گیری هاتون ممنونم.
همیشه شادو پیروز باشید
زهرا هنرمندسلام.لطف داری عزیزم.ممنون.امیدوارم ماه مبارک رمضان پرباری رو در پیش داشته باشی.
جمعه 1 خرداد 1394 02:11 ب.ظ
داستانی از عطار

ابوسعید ابوالخیردر حمام
روزی از روزها ابوسعید ابوالخیربه حمام رفته بود . از قضاپیر مردی که ابوسعید را می شناخت نیز در حمام بود . به استحمام مشغول.

پیرمردبه ابوسعید گفت:
نمی دانم چرا این قدر از بودن در حمام لدتمی برم و دوست دارمکه ساعتی در همین جابمانم!
ابوسعیدپرسید:
آیا میدانی چرا از بودن در حمام لدت می بری؟
پیرمرپاسخ داد:
چون در این حمام شیخی مثل تو نشسته است ، من از آن خوشم می آید و دوست دارم در این جابنشینم:
جون در این حمام شیخی چون هست
خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست
ابوسعید لبخندی به چهره آوردوپاسخ داد:
جون پای مرا به میان آوردی و سخنی گزاف در باره ام گفتی ، اگردلت بخواهد، جوابی بهتر دارم که به تو بگویم؟
پیرمرد گفت:
ای شیخ بزرگوار! اشتیاق دارم تا نظرشما را بدانم ، زیرا آنچه شما بگویید جز حقیقت و سخن راست چیز دیگری نخواهد بود.
ابوسعیدبه او چنین گفت:
هرکسی که به حمام می آیدغیر از لنگی که از حمامی می ستاند چیز دیگری از مال دنیا را با خود همراه ندارد. تازه،همین لنگ هم متغلق به خود اونیست.همین سبکبالی و فارغ بودن از مال دنیا به کسی که در حمام است نشاطو شادمانی می بخشد:
نیست جز سطل وازاری باتوچیز
وانگهی آن هر دونیست آن تو نیز

زهرا هنرمندسلام.ممنون.بسیار زیبا و حکیمانه بود.موفق باشید.
پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 10:49 ق.ظ
من خوشکلام ازکلاس مطهره هست ببخشید جوابتونو دیردادم .تازه دیدم
ببخشید خانم هنرمند اگه بازم تا2خرداد چیزی بزاریم تومستمر تاثیرداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!
زهرا هنرمندسلام.بله.فقط زودتر اطلاع بدین
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 04:20 ب.ظ
سلام خانم هنرمندمن نتونستم تووب کلاس مطلب بزارم پس
تووب خودتون گذاشتم
محمدصادق ادیب الممالک فراهانی، فرزند حسین ملقب به امیرالشعرا و متخلص به امیری و پروانه شاعر، ادیب و روزنامه نگار دوره مشروطه که در روز  ۱۱ مرداد ماه ۱۲۳۹ در قریه  گازران ار توابع اراک به‌دنیا آمد.

او در پانزده سالگی و پس از مرگ پدرش بر اثر فشار طلبکاران و ظلم شاهزاده عبد الحمید میرزا ناصر الدوله به  تهران آمد و به پایمردی حسنعلی‌خان امیر نظام گروسی، به دستگاه طهماسب میرزا مؤید الدله راه یافت.
. در سال 1281 به تهران آمد و سردبیری روزنامهٔ ایران سلطانی را تا سال 1282 عهده دار شد. در این سال به بادکوبه رغت و انتشار بخش فارسی روزنامه ارشاد را که به ترکی منتشر می‌شد، بر عهده گرفت.

در سال 1285 بار دیگر به تهران بازگشت و این بار سردبیری روزنامه مجلس به او سپرده شد. او در سال 1286  روزنامه عراق عجم را در همین شهر منتشر ساخت. در دوران استبداد محمد علیشاه یعنی در سال 1289 ادیب به صف مشروطه خواهان پیوست . در سال 1290 وارد عدلیه یا دادگستری امروزی شد و تا پایان عمر به ریاست چندین شعبه عدلیه در شهرهای اراک، سمنان، ساوجبلاغ و یزد منصوب شد. او در روز  ۲ اسفند ۱۲۹۵ در شهر یزد سکته کرد و در همین سال پس از بازگشت به تهران در این شهر درگذشت و به خاک سپرده شد. آرامگاه او در شهر ری است. .

ادیب الممالک مردی است به تمام معنی ادیب که در لغت فارسی وتازی تبحر دارد و بر ادب و تاریخ و قصص و روایات عرب و عجم مسلط میباشد و همین امر سبب شده که نه تنها قصاید و مدایح بلکه اشعار سیاسی او نیز از دسترس فهم مردم عامه خارج گرد

 

نماز شام کز قندیل کوکب           چراغان کرد گردون ، خیمه شب

فرو بستند گویی نو عروسان        به گردن عقد لولوی مثقب

و یا گسترده بر طاقی به عمدا      پرندی نیلگون یکسر مذهب

و یا چون خیمه ای یا میخ زرین   که از مشکین طنابستی مطنب

و یا با کلک زرین بر نبشتند       به مشکین لوح سطری چند معرب
زهرا هنرمندسلام.ممنون.زحمت کشیدین.شما؟
چهارشنبه 5 فروردین 1394 03:56 ب.ظ
با تبریک سال جدید از زحمات شما بزرگوار کمال نشکر را دارم
با احترام
زهرا هنرمندسلام.سال نوتون مبارک.
دوشنبه 27 بهمن 1393 04:55 ب.ظ
خیلی متشکرم بابت قرار دادن نمونه سوالات خوب در وبلاگ
زهرا هنرمندسلام.موفق باشید.
یکشنبه 12 بهمن 1393 10:50 ب.ظ
ممنونم خانم هنرمند هعیییییی
یکشنبه 12 بهمن 1393 05:28 ب.ظ
سوالات شما عالی بود فقط پاسخ سوال ((ج/5))را اگر می شود بگویید.مرسی
كلاس مطهره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حدیث موضوعی اوقات شرعی